بانو طیبه احسان حیدری؛ بانوی شعر، دانش و خدمت

بانو طیبه احسان حیدری؛ بانوی شعر، دانش و خدمت
بانو طیبه احسان حیدری، شاعر خوشقریحه، نویسنده، آموزگار و بانویی فرهیخته از سرزمین کهن هرات است؛ زنی که از کودکی در دامان خانوادهای فرهنگی و ادبپرور رشد یافت و از پدر بزرگوارش، حاجی عبدالشکور احسان، شاعر و فرهنگی شناختهشده، عشق به دانش، ادب، انساندوستی و خدمت به جامعه را آموخت.
او با پشتکار و علاقه به آموزش، مسیر دانش و تعلیم را برگزید و پس از فراغت از تحصیل، سالها به عنوان آموزگار در مکتب صلاحالدین سلجوقی هرات برای پرورش و آموزش نسل آینده خدمت کرد. باور او همواره بر این بوده است که آموزش، چراغی است که میتواند زندگی انسان و جامعه را روشنتر سازد.
پس از مهاجرت به استرالیا در سال ۲۰۰۷، فصل تازهای از زندگی او آغاز شد؛ اما فاصله از وطن هرگز شوق آموختن، آفرینش و خدمت را در وجودش خاموش نکرد. او با علاقهمندی فراوان، دانش خود را در زمینه روانشناسی، مثبتاندیشی، رشد فردی و قدرت ذهن گسترش داد و تلاش کرد آموختههای خود را در مسیر ایجاد امید، انگیزه و توانمندی در زندگی دیگران به کار گیرد.
طیبه حیدری تنها شاعر و نویسنده نیست؛ او بانویی فعال در عرصههای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی است که همواره تلاش کرده برای مردم، خانوادهها و بهویژه بانوان، منبعی از امید، آگاهی و انگیزه باشد. یاری به دیگران، تشویق زنان به رشد و خودباوری، حمایت از فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی و ایجاد روحیه همدلی و همکاری، بخش مهمی از رسالت او را تشکیل میدهد.
نخستین اثر او با نام «خوشههای آبی» منتشر شده است؛ اثری برگرفته از تجربههای زندگی، عشق، رنج، امید، آگاهی و نگاه انسانی او که میکوشد برای خواننده پیام روشنی از زندگی، امید و رشد به همراه داشته باشد.
شعر برای طیبه حیدری تنها مجموعهای از واژهها نیست؛ زبان احساس، امید و انسانیت است. او میکوشد با قلم خود دلها را روشن، با شعر خود احساس را بیدار و با اندیشه خود انگیزه زندگی و حرکت ایجاد کند.
بانو طیبه احسان حیدری، نمادی از پشتکار، دانشاندوزی، خلاقیت، مهربانی و خدمت است؛ بانویی که باور دارد هر انسان میتواند با آگاهی، امید و اراده، تغییری مثبت در زندگی خود و اطرافیانش ایجاد کند.
امروز او همچنان در مسیر شعر، نویسندگی، آموزش، رشد فردی و خدمت اجتماعی گام برمیدارد و آرزویش جامعهای آگاه، مهربان، متحد و سرشار از امید است؛ جامعهای که در آن انسانها یکدیگر را یاری کنند، زنان و جوانان فرصت رشد بیابند و دانش و فرهنگ چراغ راه زندگی باشد.
طیبه حیدری با شعرش احساس میآفریند، با قلمش اندیشه میسازد، با دانشش آگاهی میبخشد و با قلبش برای انسانها امید میآفریند.
کتاب خوشه های آبی
کتابی که ز عشقت پر شرر بود
به هر صفحه پر از پند و هنر بود
صفا و مهر و هر ناز محبت
به هر واژه که میدیدم گهر بود
به صفحه صفحه اش رازی نهفته
که گویا عشق را یک بال و پر بود
قلم هر صفحه را با ناز می دید
به هر سطری جهانی مستتر بود
به رقص بزم و در امواج احساس
قلم همچون نسیمی در گذر بود
کتاب خوشه های آبی چون نور
به باغ دل درخت بارور بود
چنان تابیده هر شعری به احساس
که هر واژه چو نوری جلوه گر بود
فصاحت در کنار خط خطی ها
که همچون قند مصری پر شکر بود
بلاغت همچو غنچه در گلستان
درخت هر ترانه پر ثمر بود
در آن انگیزه و احساس پیوند
کتاب زادهٔ نسل بشر بود
نگارستان این دیوان و دفتر
ز کلک طیبه این یک هنر بود



