زندگی‌نامه سیدعنایت عادلی

سید عنایت‌الله "عادلی" شاعر جوان و خوش‌ذوق بدخشانی، در بهار سال ۱۳۷۸ هجری خورشیدی در دهکدهٔ خواجه‌دوآب، شهرستان‌درایم ولایت بدخشان، در یک خانواده‌ای اهل علم و ادب چشم به جهان گشود. پدرش، مرحوم حضور مکّی شاه عزت‌الله "شاه حبیب"، از علمای دینی بود که نقش بسزایی در پرورش فکری و معنوی او ایفا کرد.

وی در سن هفت‌سالگی، با حمایت پدر، نزد ملا عبدالقادر و قاری عبدالصابر "قادری" به فراگیری روخوانی قرآن کریم پرداخت. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش آغاز کرد و در سال ۱۳۹۷ هجری خورشیدی با درجهٔ عالی از لیسهٔ مختلط دوآبه منجی فارغ‌التحصیل شد.

در سال ۱۳۹۸ هجری خورشیدی، در آزمون کانکور عمومی شرکت کرد و موفق به قبولی در دیپارتمنت جنگلات و منابع طبیعی دانشکدهٔ زراعت دانشگاه بدخشان گردید با وجود چالش‌ها و ناملایمات زندگی، پنج سمستر را با موفقیت به پایان رساند؛ اما پس از سقوط حکومت جمهوری، به دلیل مشکلات که داشت، از ادامهٔ تحصیل بازماند و پس از دوسال دوباره به محیط دانشگاه برگشت وسرانجام در تابستان سال ۱۴۰۴ دوره کارشناسی را به پایان رساند .عادلی از

دوران نوجوانی علاقه‌مند به فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی بود. سال‌ها پیش از ورود به دانشگاه، به‌عنوان داوطلب صحی در قریهٔ خود خدمت می‌کرد و تا اواخر سال ۱۴۰۰ هجری خورشیدی، عضو کلیدی شورای رهبری قریه‌اش بود. در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ هجری خورشیدی، در سمینارهای صحی دفتر AKHS (خدمات صحی آقاخان) شرکت کرد و پس از آن، با همکاری این دفتر، آموزش‌های مرتبط با سلامت مادران باردار و کودکان را در سطح ولسوالی درایم برگزار نمود.

شاعری برای عادلی نه‌تنها یک هنر، بلکه راهی برای بیان احساسات و تجربیات زندگی‌اش است. او از دوران کودکی به شعر و نویسندگی علاقه‌مند بود و در دو یا سه سال اخیر، به‌طور جدی به سرودن شعر پرداخته است. آثارش شامل قصیده، مرثیه، شعر نو، غزل، رباعی و دوبیتی می‌شود. اشعار او در کتاب‌ها، روزنامه‌ها و نشریات داخلی و خارجی منتشر شده‌اند.

با همکاری جمعی از دوستانش، انجمن ادبی و فرهنگی "گویندگان پارسی" را تأسیس کرد. او در آینده های نزدیک تصمیم دارد مجموعه شعر خویش را به چاپ برساند

نمونه کلام

به‌رهِ عشق تو افتاده‌ام و دلشادم

بسکه درگیر توام من زجهان آزادم

عمر اگر می‌گذرد در پی تو باکی نیست

خیر مهر تو همین است‌که من آبادم

نازکن عشوه‌نما نخره بکن سویم که

تابه لبخندخود ای ماه،کَنی بنیادم

شور شیرین منما دلبر زیبا رویم

یوسف بی‌گنه‌ام عمر به زندان دادم

تواگر دختر نازدانه وشه‌بانویی

من‌همان مست‌و ملنگم من همان بربادم

گذری برسرخاکم کن وفاتحه بخوان

تاکه شادان بشود روح ودلِ ناشادم

استخوانم به فغان آمده و می‌گوید

دست بردار زمن ای غم مادر زادم

#سیدعنایت‌الله‌عادلی

سید عنایت الله

ماه خوش سیمای عالم دوستدار کیستی؟

دیده ام در چهره ات غم دل‌فگار کیستی؟

آهوی سیمین‌تن و کبک خرامان چمن

شانه خالی کردی ازمن در کنار کیستی؟

مطلع‌شعرِ اروتیک و دوبیتی های ناب

کوچ کردی از دیارم در دیار کیستی ؟

بی‌تو چرس وبنگ وقلیان رنگ از خود باخته

ساغر و پیمانه بشکستی خمار کیستی؟

قصه‌دیگر نیست هزار ویک شبم را غم‌گرفت

شهرزاد من بگو در اقتدار کیستی؟

عادلی تاکی نشینی پای سیگار وغزل

راه خودرا گم‌نمودی سوگوار کیستی؟

#سیدعنایت‌الله‌عادلی

لنک وبلاگ ما