(شهيد استاد سيّد محمد ابراهيم عالم شاهی)

شهيد استاد سيّد محمد ابراهيم عالم شاهی از فرزندان بنام و ازدانشوران فرهيخته و بلند آوازه‌ى كشور ما است كه در دهه‏هاى اخير راه و رسم فراگير در كشور يافته و به خوبى نه تنها از گذشته ى درخشان و طلايى تبار عالم شاهی، بلكه از پيشينه‏ى فرهنگى و دانشى غزنى نمايندگى كرده و خلف الصدق دودمان انديشه و ادب آن سامان گرديد.

در جریان فجایع امیرعبدالرحمان خان پادشاه جابر افغانستان، برخی از سران این خانواده نیز به بلای آوراگی دچار شده به مشهد و اطراف آن سکنی گزیدند ویکی از آن‌ها سيّد محمد ابراهيم عالم شاهی بود که سال 1284 خورشیدی در شهر مشهد مقدس به دنيا آمد. پس از فراگيرى سواد خواندن و نوشتن به سراغ علوم اسلامى رفت، وارد حوزه علميه مشهد شده و ادبيات عرب وقسمتى از فقه، اصول ومنطق را آموخت. آنگه به حوزه علميه قم رفته و تحصيلات خويش را در آن مركز عظيم ادامه داد. در سال 1312 خورشیدی جهت آموزش مسايل قضايى و حقوقى به تهران رفت و دوره‌ی آن را با موفقيت به پايان برد.درآن جا با اساتيد و برجستگان متعدد مراوده و تبادل نظر علمى داشت كه برخى آن‏ها سمت استادى نسبت به نامبرده داشتند ،از جمله ى آن‏ها مى‏توان به شيخ احمد بهار، اديب نيشابورى، ايرج ميرزا، قاسم غنى و ملك الشعراى بهار اشاره كرد. از اين لحاظ وى در جهات گوناگون و رشته‏هاى مختلف آموزش ديده وبه مطالعه و تحقيق پرداخت و توانست تا حدودى جامعيتى نسبى كه در ميان دانش آموختگان

عالم شاهی در سال 1313 خورشیدی به دليل نا معلومى ايران را به قصد وطن ترك گفته و در شهر كابل اقامت گزيد. به زودى در دانشگاه كابل در رشته‌ى حقوق و مسايل قضايى به تدريس پرداخت. همزمان باتدريس در دانشگاه همكارى گسترده‏ى با مطبوعات داشت و در موضوعات گوناگون حقوق، قضا، داستان، شعر، تاريخ و مسايل سياسى به پژوهش و نگارش اشتغال ورزيده وتوانست آثار متنوع و ارزشمندى ارايه دارد. اودر برخى از واديها چون داستان جزو پيش آهنگان و پرچم داران به شمار مى‏رود .

عالم شاهی در سال 1329 (خورشیدی از اشتغال در دانشگاه متقاعد شده ‏و براى امرار معاش دفتر وكالت داير كرد. او كه به زبان عربى تسلط داشته و قادر به ترجمه از آن زبان بود در سال 1319 (هش) كتاب على جارم و مصطفى امين (مصرى) را تحت عنوان «روحيات و آثار آن در پدا گوژى» ترجمه نموده و در كابل چاپ كرد. در همان سال اثر ديگرى تحت نام «اصول محاكمات» در علم حقوق را تأليف نمود كه از سوى دانشكده‏ى حقوق و علوم سياسى دانشگاه كابل به نشر رسيد. در سال 1337 خورشیدی داستان بلند «صحنه زندگانى» را نوشته ومنتشر كرد كه برنده ى جايزه ى «خوشحال خان ختك » شده و از سوى مطبعه‏ى دولتى نشر يافت. آثار ديگر او بدين گونه است.

ـ مجموع دروس كه در كورس حقوق صدارت به سال‏هاى 1314 ـ 1313 خورشیدی تدريس نموده و به سال 1316 از طرف وزارت معارف طبع شد .

ـ حقوق بین‌المللی عمومى، چاپ مطبعه‌ى عمومى كابل

ـ شام تاريك و صبح روشن (داستان) به سال 1317 چاپ شد.

ـ اصول محاكمات (مجموعه‌ى دروس كه در صنف 3 فاكولته‌ى حقوق و علوم سياسى تدريس شده ى سال‏هاى 1319 ـ 1318) و به سال 1320 از طرف فاكولته ى مذكور چاپ شد.

ـ صحنه ى زندگانى، طبع اول 1337 و طبع دوم 1344 .

روحيات و آثار آن در پداگوژى (ترجمه) كه به سال 1319 از طرف فاكولته‏ى حقوق و علوم سياسى به چاپ رسيد.

ـ مجموعه ى علماى افغانستان از بدو استيلاى مغول (600 ه) تا آغاز قرن 14 هجرى به تقاضاى دايرة المعارف آريانا چاپ شد.

ـ مشعله (خاطرات يك سفر و هفت قطعه شعر) چاپ كابل 1352 .

ـ رساله «اغلاط ادبى» در سال‏هاى 1320 ـ 1319 در روز نامه‏ى انيس چاپ شد.

ـ رساله «ناى قلعه» در شماره‏هاى 101 ـ 107 مجله ى آريانا به سال 1330 نشرشد.

ـ رساله «بست» در شماره‏هاى 130 ـ 138 آريانا به سال 1332 نشر گرديد.

ـ درام (نمايش نامه) خنده‏ى بخت، درام انگشتر طلا و درام آه نيمه شب كه تماما نمايش داده شد.

ـ مجموعه‌ى اشعار شامل مثنويات، قصايد، قطعات، غزليات و فكاهيات .

ـ مقالات ادبى و تاريخى و اجتماعى كه وقتا فوقتا در مطبوعات وطن به چاپ رسيده‏اند.

ـ رساله در باره هزاره، طبع ايران .

ـ مسلما بعد از سال 1344 تا 1358 آثار ديگرى از نظم و نثر به وجود آورده خواهد بود كه بايد به شناسايى آيد...(1) سرانجام اين دانشمند فرهيخته و روشنفكر مسلمان و نام آشنا پس از كودتاى ماركسستى هفت ثور 1357 خورشیدی مانند ساير انديشمندان خدا پرست، وطن دوست و آزاده، هدف بغض و عداوت ماركسيست‏ها قرار گرفت و در آغاز قدرت رژيم خلق و پرچم دستگير و به گونه وحشيانه به شهادت رسانده شد . بنده با مرحوم پدرم عبدالحسین منجم باشی متولد اسال ۱۲۵۸ فوت ۱۳۴۲ که بنده نو جوانی بیشتر نبوم درکابل مرحوم عالم شاهی را دردفتر وکالت شان نزدیک وزارت معارف دیدم مرحوم استاد بالهجه مشهدی صحبت می کردند روح شان شاد