از مجموعه گل های خود رو
اين جا بهار و زمزمه ی جويبار نيست
ديگر سرودِ بلبل و صوتِ هزار نيست
مردم کجا دلی خوش ، و شاد برده انـد
هر جا برو ببين جگری داغ دار نيست
بی جا مـخور حسرتِ مرغِ پـريــده را
بر صيدِ مرغ دامِ صيـادی بکـــار نيست
برخيز سر به غفلت و خوابِ گران مبــر
عزلت گزيـده سايـه ی بيدو چــنار نيست
امشب حديث و حاصل انديشه ات همی است
دنبال زندگی همه را اعتبار نيست
در عالـم که زندگی و زيست می کنيــم
جز مردم ستـم کش کس داغ دار نيست
عشق است موجب سرود و شعر و زندگی
شادم برای اين که دلــم بی بـهار نيست
حبيـبه رحيمی
+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان ۱۴۰۳ ساعت 0:12 توسط محمد رمزی
|