خلص زندگینامه نجیبه«سمیع» شاعر و نویسنده، از قلم خودش:

نجیبه هستم سمیع تخلص میکنم، مادرم می گفت همراه با طلوع آفتاب چشم به زندگی در زادگاه خورشید شهر کهندژ گشوده ام، خانواده ام به روشنی و نور باور داشتند و روشنفکر بودند. در همان زادگاه خورشید یعنی شهر کهندژ یا «کندز» تحصیلات دبیرستانی خود را به پایان رساندم و موفق به اخذ بورس تحصیلی شدم. پس از شش سال تحصیل و بدست آوردن دیپلوم به سطح ماستری در رشته حقوق در یکی از جمهوریت های شوروی سابق به وطن برگشتم و مصروف کار و زندگی خانوادگی ام گردیدم. در سال 1995 وضعیت سرزمین جنگ زده ام وخیم تر شد و من فرار را بر قرار ترجیج دادم و همرا با فامیلم (همسر عزیز و سه طفلم )به امریکا آمدم که تاکنون اینجا زندگی داریم.
یادم می اید خیلی جوان بودم شعر میخواندم و به ادبیات علاقه ی خاص داشتم، هر روز دنبال شعر برای خواندن سرگردان بودم تا تصمیم گرفتم خود شعر بیافرینم. مشق کردم ، تمرین کردم، رباعی سرودم ، غزل ساختم ، دوبیتی و تک بیت آفریدم . تا سرانجام مجموعه ی از شعر هایم را زیر عنوان ( از آن سوی ابر های تیره) در کابل چاپ نمودم.
این بود زندگی نامه مختصر من
نمونه کلام:
غزل
دلم گرفته ازین روز های بی فردا
چه زندگی غریبی، چه روزگار فنا
بگو به من سخن از لالهی جگر پاره
ردیف فصل خزانم، من و بهار کجا
به راه آمدنت برگ برگ افتادم
درخت پیر شدم ای نسیم نا پیدا
پر از ترانه دلتنگی ام، پرنده من !
چگونه بیتو بسازم درین دل سرما
اسیر ماندن و بیتو شدن چه دشوار است
تمام هستی من گشته یک قفس دنیا
به دست توست علاجی که نیست، موسایم!
چه می شود که بسازی ز مار مرده عصا
پاییز
یعنی
بودن در کنار تو،
همرا با صدای برگهای رنگین
آنجا که
اولین نگاه های ما
با هم آشنا شدند…
می دانی؟
من از همان روز
عاشق پاییز شدم
از همان لحظه
که چشم های تو
در میان برگ های زرد و سرخ
به چشم های من رسید.
پاییز تان پر از عشق باد!
نجیبه.سمیع
23سپتامبر 2026