زندگینامه داکتر سیده صدیقه(اشرف) حیدری

خانم دکتر سیده صدیقه (اشرف) حیدری فرزند سیّد غلام رضا و مادر حدیقه
دوازده آذرماه ۱۳۲۶ در شهریار متولّد شده است او شاعرخوش قریحه ای است که از همان زمان تولّد، متحوّل شده و عشق و عاشقی را نیز در دامن مادری عاشق آموخته است
در سال ۱۳۵۳ در اهواز زندگی مشترک را آغاز نموده که ثمره ی آن
سه فرزند پسر به نام های
کیاوش دارای مدرک پروفسوری هوش مصنوعی استاد دانشگاه
تکاوش با مدرک کارشناسی ارشد مدیریت تکنولوژی
شاغل در تنظیم مقرّرات رادیویی ایران
آرش با مدرک کارشناسی سیّالات مهندس مکانیک شاغل در کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران
ایشان فردی متدیّن و با ایمان اند ودر خانواده ای مذهبی پرورش یافته اند
از ده سالگی شروع به سرودن شعر کرده و برای تصحیح اشعارشان پدر و دایی بزرگشان که هر دو شاعر بوده اند به ایشان کمک کرده تا شیوایی کلام را بیاموزند
پس از کسب مدرک ششم ابتدایی در برنامههای رادیویی مشاعره و شعر خوانی همراه با زنده یاد روشندل مرشد قربانعلی فصیحی شرکت داشته اند
تحصیلات خود را تا مقطع دکتری با گرایش مدیریت خدمات بهداشتی درمانی در ایران به پایان رسانیده و دوره مدیریت پرستاری را در کشور هایی چون ایتالیا، انگلستان و سوئیس تکمیل کرده اند.
اشرف بانو حتّی لحظه ای از سرودن، غافل نشده و اشعارشان، بیش تر جوششی است تا کوششی و در تمامی زمینه های شعری نیز فردی فعّال اند.
سروده مذهبی شان به نام "کبوتران حرم حسینی" جلوه خاصّی به سایر اشعارشان داده است زیرا تمام آن توسّط برادر هنرمندشان آقای سیّد مهدی حیدری پیشکسوت فوتبال و رکورد دار لیگ جهانی چون تنها فوتبالیستی است که در سن ۴۷ سالگی در لیگ بازی کرده است
هم چنین بازیگر صدا و سیما هستند، به صورت مرثیه خوانی و نوحهخوانی در دهه های محرم هر سال اجرا می گردد.
از دیگر آثارشان:
کتاب فرار ، دفتر آغاز، شهر خاطره ها، بهاریه، راه رفته، بهار من خزان شد آخر، عاشقانه های اشرف، آرشیدا و اشک هایم را ببوس، زیر سقف آسمان، سه کبوتر، سنگ صبور، نیلوفر باغ بهشت، صدای بال پرستو، بهار گم شده ی من، سکوت تلخ و کوچه ی دلواپسی، دلوار، ققنوس، رقص آتش، رقص شقایق، داس جنون، پرواز سکوت
و ده مجموعه دیگر نیز زیر چاپ دارد
سه مجموعه ی مشترک با عنوان
غزل سرایان معاصر با شاعران بین المللی و سه مجموعه ی مشترک به نام بداهه گویان غزل سرای معاصر با شاعران بین المللی نیز به رشته ی تحریر در آورده است
دکتر اشرف حیدری نویسنده و شاعر و پژوهشگر زبر دستی است که در تمامی زمینه ها به مقام های برتری دست یافته اند و اکثر مقالات علمی شان هم در تمامی همایش ها به چاپ رسیده است
این شاعر خوش قریحه در زمینه های پزشکی، پرستاری و مامایی، مدیریت، بهداشت، سلامت جامعه، دانش خانواده، سلامت محیط زیست، تاریخ و تحوّلات پرستاری و مامایی، داخلی و جرّاحی، قلب و عروق، اعصاب و اتاق عمل، جنین شناسی عمومی و اختصاصی، روان شناسی، داروشناسی، اصول و فنون پرستاری و مامایی که مرجع دکتراست، و یاددهی و یاد گیری و آموزش به مددجو، کتاب های جامع و کاملی را به رشته تحریر در آورده است
دکتر اشرف حیدری
صاحب امتیاز انتشارات میرشیدا از سال ۱۳۷۷ تا کنون می باشد
تقدیرنامه هایی از ریاست های جمهوری اسلامی ایران در زمان شهید رجایی و خاتمی و احمدی نژاد به عنوان پژوهشگر نمونه برتر دریافت کرده اند
بیش از چندین بار پژوهشگر نمونه برتر شناخته شده اند و از طرف دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین پیشوا مورد تشویق قرار گرفته اند
و از طرف سازمان بازنشستگی کشوری نیز بازنشسته نمونه برتر
معرفی شده اند که لوح تقدیر و تندیس بلورین نیز همراه با هدایا دریافت کرده اند
در هشت سال دفاع مقدّس حضور مستقیم داشته و مسؤولیت خطیر پرستاری را در اهواز به عهده داشته اند
مادری نمونه، پرستاری نمونه، استادی نمونه، پژوهشگر نمونه ای، که مایه ی مباهات شاعران و جامعه ی علمی/ پزشکی کشور عزیزمان هستند. .
تندرستی و توفیق به خدمت هرچه بیش تر این استاد بانوی ادیب و فاضل را از پیشگاه حضرت علیم خواهانم. آمین
نمونه کلام:
نگو که عاشقم هستی، دلم باور نخواهد کرد
تلِ خاکی و آتش را، چو خاکستر نخواهد کرد
شبی بر گردن آویزی، دو گردن بند یاقوت را
ولی در روی آن چادر، کسی بر سر نخواهد کرد
زدی بر جان من آتش، شکستی قلب و روحم را
ندانستی که این عاشق، نگاه شر نخواهد کرد
نوشتی از دل پاکم، به یاد خاطرات خوب
بدان قلبم، غزل های تو را از بر نخواهد کرد
به دستم تیشه ای دادی، به جایِ آن نگینِ سرخ
نگین سرخ را این عاشق انگشتر نخواهد کرد
لبم خاموش و غمگین از دو دست بی وفایی هاست
نگاهی این دل آزردهام بر زر نخواهد کرد؟
چه خوش گفتی تو ای« اشرف»که جان از هجر می سوزد
گلِ سرخ شقایق را، کسی پَرپَر نخواهد کرد
-----
آرش دریا دلم، مادر فدای قامتت
پورِ مهر و عاقلم، مادر فدای قامتت

من که می دانم خداوندم، نگه دار تو هست
ای تمام حاصلم، مادر فدای قامتت

بسته ای بارِ سفر، آن سوی دریا رفته ای
مهربان و عادلم، مادر فدای قامتت

جان فدایت می کنم ای صاحب صبر و قرار
بزمِ شورِ محفلم، مادر فدای قامتت

گر چه رفتی از برم، از بهر احیایِ وطن
سایه سار منزلم، مادر فدای قامتت

من که میمیرم برایت، نازنین مهرانهام
عشق و جانِ قابلم، مادر فدای قامتت

هر چه دارد را بریزد زیر پایت " اشرف"ات
با محبّت مایلم، مادر فدای قامتت

لنک وبلاگ ما: