زندگینامه بانو عابده«ارغوان» از قلم خودش:

عابده ارغوان هستم متولد سال۱۹۸۵میلادی شهر زیبای مزارشریف. مکتب ابتدایی و دوره‌ی لیسه را در لیسه عالی فاطمه بلخی بپایان رسانیده و از دیپارتمنت زبان و ادبیات انگلیسی دانشکده ی زبان و ادبیاتِ دانشگاه بلخ مدرک لیسانس اخذ نمودم. از سال 1386 شروع به نوشتن شعر نموده و تا حالا در قوالب نیمایی، رباعی، دوبیتی، چهار پاره و غزل تجربه های داشته ام. نخستین مجموعه‌ی شعری‌ام در قالب غزل‌ در سال ۲۰۱۷ توسط نشر واژه زیر عنوان «تبسم های در تبعید» به چاپ رسیده است.

از سال ۲۰۱۱ به این‌سو در کشور شاهی هالند زندگی می‌کنم. طی این مدت توانسته‌ام مدرک زبان هالندی به سویه‌ی دانشگاهی را اخذ و کورس ها و امتحانات مرتبط به ارتقای ظرفیت را بخوبی پشت سر بگذرانم. از سال ۲۰۱۲ به‌مدت دو سال در یکی از مراکز سالمندان شهر نایمخن-هالند منحیث ترجمان ایفای وظیفه نمودم. بعدا مدتی را در یکی از مکاتب ابتدایی شهر نایمخن به‌حیث دستیار معلم کار کردم و در عین حال به‌عنوان هماهنگ کننده و ناظر در یکی از موسسات تعلیمی-آموزشی زیر نام stichting kleurfabriek در داخل کمپ مهاجرین در شهر نایمخن برای مدت سه و نیم سال کار کردم. در پهلوی آن مدت یک سال همکار بخش اداری با مرکز اسکان پناه‌جویان «COA» در AZC Nijmegen بودم. من از سال ۲۰۱۷ در حوالی شهر اوترخت زندگی می‌کنم. در حال حاضر در بخش اداری یک شرکت سرمایه‌گذاری مالی مشغول کار هستم و در کنار آن به‌عنوان کارشناس تربیت کودک نیز فعالیت دارم. حدود نه سال پیش ازدواج کردم و ثمرۀ این ازدواج، پسری به نام سیاوش و دختری به نام پریوش است.

نمونه شعر:

با این‌که بینِ هیچ تنی جان نمی‌شود

عشقت حقیقتی‌ست که پنهان نمی‌شود

عشقت «کویدِ نوزده» در قرن حاضر است

ویروس مبهمی‌ست که درمان نمی‌شود

گفتم بیارمت به کف از راه دوستی

از راه دوستی ولی آسان نمی‌شود

جنگ من و تو از لب و دندان که بگذرد

نی نگذرد، بی لب و دندان نمی‌شود

در من چنان تنیده‌ی روزی اگر دهم

شرحش، به چند دفتر و دیوان نمی‌شود

این قصه را که دور و دراز است آخرش

باید گذاشت نقطه‌ی پایان، نمی‌شود

«»

مانده‌ام با تو، گرچه جایم نیست

جز سکوتت کس آشنایم نیست

جز همین تیک و تاک ثانیه گرد

کس در این خانه هم‌صدایم نیست

مثل آن قایقم که خفته به گِل

غیر از موج ناخدایم نیست

خواب دیدم که می‌روم به سفر

چشم وا کردم هر دو پایم نیست

از چه با تو گلایه‌ی بکنم

تو که گوش‌ات به حرف‌هایم نیست

بهتر آنست خاک گور شود

آرزوهای که برایم نیست

لنک وبلاگ ما:

https://nashreshir.blogfa.com/