سیمین بارکزی فرزند عبدالکبیر خان بارکزی 1953 میلادی در یک خانواده روشنفکر به دنیا آمده است. او در سال 1337خورشیدی در مکتب آمنه فدوی شامل و به درجه بکلوریه از «لیسه نسوان آریانا» فارغ گردیده است.بعد از فراغت مکتب به تحصیلات خود ادامه داده وباقی تحصیلات خویش را به درجه عالی در «دارالمعلمین» به اتمام رسانید. او پس فراغت با عامر جان «پوپل زی» یکتن از شخصیت های نامدار وقت ازدواج نمود.

سیمین بارکزی یک عمر مصروف تربیت اولاد وطن در لیسه های مختلف شهر کابل بود که بعداَنسبت وخامت اوضاع در کشور، کابل رابه قصد «فرانسه»با همسر و دو فرزندش ترک گفتند.درفرانسه 2 سال دیگر به تحصیلات خویش افزود و پس از 25 سال خدمت در یکی از کودکستان های فرانسه به تقاعد سوق گردید.

سیمین «بارکزی» از آوان کودکی به نوشتن و سرودن علاقه ی فراوان داشت چندین سال شعرهای آزاد و ساده با زبان مردمی سروده است که بعضی از مقالات و شعر هایش در مجلات «ژوندون» وقت چاپ گردیده است. او بعد از فراگیری «علم عروض» شعر های در قالب غزل، مثنوی و دوبیتی را نیز تجربه کرده است که این سروده ها به زودی در مجموعه شعری تحت نام «خاطرات یک مهاجر» به زیور چاپ می آراید.

نمونه کلام:

جوانی

وانی تحفه ی پروردگار است

ولی خیلی سریع و در گذار است

ازین دوران زور بازو انت

بگیری بهره ی مثبت به کار است

ز عطر و بوی عیش و نوش این دور

به هر فصلش تفاوت ها بهار است

تو را گویم جوان، حرمت گذارش

که این دور حیاتت در گذار است

رَوی در پیشگاهِ داد گاهی

که از سوی خداوند قهار است

بکن سیمین رسالت را تمامش

که طول زندگی بی اعتبار است

******

وطن جنگ است و آرامی نمیشه

کسی با ظلمت اش نامی نمیشه

پیامی من به غربی ها چنین است

چرا مارا کسی حامی نمیشه

*******

دلم در یاد تو میهن به خون است

هوایت دارد و بی چند و چون است

مهاجر گشته ام در شهر پاریس

ز لطف دشمنان بد شگون است