من، مهر انگیز «ساحل» زاده شهر مزار شریف، در یک خانواده با سواد چشم به جهان کشودم، ازهفت سالگی بدینسو علاقمند شعر و ادبیات بودم. با ختم دروس مکتب در امتحانات کانکور در دانشکده ادبیات دانشگاه کامیاب شدم. از آنجایی که شرایط نامناسب از نظر مشکلات امنیتی و اجتماعی معلوم بود، در سال 1990با خانواده یکجا کشور را به قصد آلمان ترک کردیم و همانجا اقامت گزین شدیم. اما زبان پارسی-ادبیات و قلم را هرگز فراموش نکردم و تا اکنون دلگویه های خود را می نویسم. از من فقط یک جلد کتاب تحت عنوان (مهتاب کف دستم)به چاپ رسیده سه کتاب دیگر نیز آماده چاپ اند که عنقریب چاپ و به دسترس علاقمندان شعر و ادب قرار خواهند گرفت.

نمونه کلام:

مرد!

دل زن را نشکن

کمرش را نشکن

غرورش را هرگز!

تشویش نکن!

احساس هم

مثلِ حقوق ِجنسیت، مساویست.

سوی ما زنان

ابر ها بیشتر گریانیست!

+++++

این روزها خاموشم!

سوژه ای جالبی برای نوشتن ندارم.

خاموشیِ من و گفتگوی شهر و شکوفه و گل ِ شرشم، پرحرف ترین سوژه ایست برای خودم!

درین مورد از «واهه آرمن» بخوانید:

-(چند روزی‌ست چیزی ننوشته‌ای

-گاهی هر چیزی

حتی دیدن یک کرم خاکی

روی کاغذ

شعر می‌شود

و گاهی هیچ چیز

حتی عشقی آسمانی

بدل به شعر نمی‌شود.)