شکیبا«شمیم» دختر بی بی حلیمه «مشرقی» و محمد امان رستمی، در شهر زیبای کابل جهان به جهان کشوده وتعلیمات ابتدایی را در مکتب «دهنو ده بوری» و دوره ثانوی را در« لیسه ء رابعه بلخی» به پایان رسانیده است.
به شعر از کودکی علاقمند بود و با اشتیاق خاصی در مجلات و روزنامه ها به دنبال شعر می گشت، می خواند، باز نویس می کرد و به حفظ اشعار می پرداخت. دیوان حافظ را مکرر خوانده و رباعیات عمر خیام را جهت مشاعره با همصنفی ها از بر می کردند.او هنوز شاگرد مکتب بود که دل گویه ها و طرح هایش اقبال چاپ یافت و دربرنمه های رادیویی نیز نشر گردیده اند.
بعد از اتمام درس های مکتب، بنابر علاقه شدیدی که به مضمون ریاضی داشت وارد دانشکده ساینس «دانشگاه کابل» گردید و از رشته ریاضیات با اخذ نمره کدر فارغ گردید. سپس در لیسه « محمود هوتکی» منحیث معلم ایفای وظیفه نمود وچندی بعد نسبت جنگ های داخلی به کشور پاکستان مهاجرت نموده و از آن جا به کشور آلمان مسکن گزین شدند.
به قول خودش: در اموزش شعر نزد هیچ کسی ننشسته اما تمام بزرگان و شعرای پاریس را منحیث استاد و الگوی خود می دانم .
14 اثر تاکنون از شکیبا شمیم چاپ گردیده و تعداد دقیق سروده های وی که احتمالا به 7000 قطعه میرسد.
نمونه کلام:

خوب در چشم خود هستیم و به هر چشم بدیم
هر طرف روی بیاریم از آن سوی ردیم
چند در گیر کش و کوک و زد و خورد چنین !
ما که نی اهل کش و کوک و نه از خورد و زدیم
در قضایی که وکیلش به دروغ است عجین
هر قدر راست بگوییم مگر بی سندیم
آب در چاه و نه دلو و نه رسن ، وای عطش
رطب از دور زند خنده و کوتاه قدیم
نیست دستی که کند ریگ جدا از دانه
خرمن دانه و ریگیم عجب گد و ودیم
ما ز تشدید غمی در دل خود می نالیم
یا که خود بر سر غم های دل خویش شَدیم ؟
آب ما رفته نقط گم شده و مد شده گم
چون الف منتظر سایه ء احسان ِ مدیم
دل لگد کوب ترین عضو تن ِ لاغر ماست
مرده بیچاره دل و مانده به زیر لگدیم.
----- --------
طفل دل بازخواستگر خواهد
سقف مستحکمی به سر خواهد
جگر شیر در بغل دارد
عشق جانسوز در جگر خواهد
طفل دل حرف ناشنو گشته
شیطنت های بیشتر خواهد
چقدر بایدش که منع نمود
منع هم یک کمی اثر خواهد
طفل دل شوخ تر ز پیش شده
آتش افگنده و شرر خواهد
این هوایی شده هوایی تر
آسمان رفته بال و پر خواهد
می گریزد ز درس و از مکتب
گوشمالی ای از پدر خواهد
از هنر گر چه بی خبر باشد
عاشقِ خوبِ باهنر خواهد .