به نام خالق شعر و سخن.
به سلسله ی معرفی چهره های ادیب و خوش سرا!

بانو (فریده) دریا اسرار عزیزی شاعر و نویسنده
(فریده) دریااسرار عزیزی فرزند مولوی عبدالظاهر عزیزی در سال ۱۳۵۹ هجری خورشیدی در قریه ی روج ولسوالی غوریان ولایت هرات در یک خانواده ی متدین و روشن دیده به جهان هستی گشود.
مولوی عبدالظاهر عزیزی پدر دریااسرار عزیزی یک مرد عالم و مجاهد .،
مدیر شورای علمای هرات بوده و مادرش هم یک استاد قرآن و شاعر عرفانی بوده که گمنام می سروده است.
بانو دریا اسرار عزیزی آموزش های ابتدایی اش را در کشور ایران فرا گرفته و سپس تحصیلات عالی اش را در رشته های ادبیات وشرعیات در دانشگاه هرات افغانستان به پایان رساند.
جامعه ی سنتی و عنعنوی افغانستان همانگونه که همواره خانم های این سرزمین را هدف گرفته است بانو دریااسرار، نیز از آن بی نصیب نمانده اما همانگونه که دریا تخلص می کند با موج های خروشان همت والای خود دوران دانش آموزی و دانشجویی را با عبور از تمام موانع های سر راهش به پایه ی اکمال رسانید.
بانو دریااسرار عزیزی به خاطر تخیلات بلند و زیبا اندیشانه اش در همان آوان نوجوانی به شعر وادبیات علاقه مند بود .
وی هم اکنون با تخیلات نازک و اندیشه ی ژرف درد های اجتماع را در قالب شعر می سراید .
این بانوی توانا در کنار فعالیت های ادبی و فرهنگی استاد قرآن و سواد آموزی نیز می باشد .
وی مدت بیست وپنج سال می شود که وظیفه ی مقدس آموزش فرزندان این وطن را برعهده داشته و عاشقانه با تدریس قرآن و سواد آموزی نور را به خانه های هریوا زمین هدیه میدهد.
بانو دریا اسرار عزیزی معتقد است که تا اندیشه های زنان افغانستان با نور علم و دانش روشن نگردد این کشور به استقلال واقعی دست نخواهد یافت.
این بانوی شجاع و جسور،هر شهر ی که میرود کانون های فرهنگی و اجتماعی وعلمی خود را ایجاد کرده و با سمینار ها و گردهمایی های مهربانانه خانم ها را به آموختن علم دین و سواد آموزی تشویق کرده وجلب میکند و صنف های متعدد را ایجاد میکند و در این راه همیشه موفق بوده و با مردم همراه است.
دریا اسرارعزیزی به خاطر تلاش های خستگی ناپذیر شان در بخش های مختلف فرهنگی ، ادبی واجتماعی در سال ۱۴۰۰ هجری خورشیدی از سوی مجمع شعرا و نویسنده گان هرات باستان زمین مفتخر به لقب شیر بانوی هریوا گردیده است.
این بانوی شجاع و ادیب نه تنها در بخش ادبیات و علم دین ،بلکه در بخش طب هم دست بالای دارد ،ویک طبیبه ی موفق و در بخش طب سنتی،(یاگیاه درمانی) می‌باشد و مهارت فوق العاده ی که در کار درمانی (ماساژ درمانی) دارد ،
بانو دریا اسرار ،با مهربانی و مهارت شأن .
همیشه در خدمت مخلوق خداوند ،بوده و با افتخار و انرژی مثبت روح و روان همه را ترنم میبخشد.
از بانو( فریده )دریااسرار عزیزی تا هنوز اثری مستقل به چاپ نرسیده اما با دیگر شاعران کتاب های مشترک داشته و نوشته هایش به صورت پراگنده از نشریه های چاپی و صوتی نیز به دسترس علاقه مندانش قرار گرفته است.

به امید موفقیت های روز افزون و خدمت گزاری هرچه بیشتر و بهتر برای بانوان سرزمین ما.

هیات رهبری کانال تلگرام فریادی در سکوت

نمونه ی کلام (فریده )دریا اسرا عزیزی


به نام خالق شعر و سخن.
به سلسله ی معرفی چهره های ادیب و خوش سرا!

خلص زندگینامه فریده دریا(عزیزی) شاعر خوش کلام!

بانو (فریده) دریا اسرار عزیزی شاعر و نویسنده
(فریده) دریااسرار عزیزی فرزند مولوی عبدالظاهر عزیزی در سال ۱۳۵۹ هجری خورشیدی در قریه ی روج ولسوالی غوریان ولایت هرات در یک خانواده ی متدین و روشن دیده به جهان هستی گشود.
مولوی عبدالظاهر عزیزی پدر دریااسرار عزیزی یک مرد عالم و مجاهد .،
مدیر شورای علمای هرات بوده و مادرش هم یک استاد قرآن و شاعر عرفانی بوده که گمنام می سروده است.
بانو دریا اسرار عزیزی آموزش های ابتدایی اش را در کشور ایران فرا گرفته و سپس تحصیلات عالی اش را در رشته های ادبیات وشرعیات در دانشگاه هرات افغانستان به پایان رساند.
جامعه ی سنتی و عنعنوی افغانستان همانگونه که همواره خانم های این سرزمین را هدف گرفته است بانو دریااسرار، نیز از آن بی نصیب نمانده اما همانگونه که دریا تخلص می کند با موج های خروشان همت والای خود دوران دانش آموزی و دانشجویی را با عبور از تمام موانع های سر راهش به پایه ی اکمال رسانید.
بانو دریااسرار عزیزی به خاطر تخیلات بلند و زیبا اندیشانه اش در همان آوان نوجوانی به شعر وادبیات علاقه مند بود .
وی هم اکنون با تخیلات نازک و اندیشه ی ژرف درد های اجتماع را در قالب شعر می سراید .
این بانوی توانا در کنار فعالیت های ادبی و فرهنگی استاد قرآن و سواد آموزی نیز می باشد .
وی مدت بیست وپنج سال می شود که وظیفه ی مقدس آموزش فرزندان این وطن را برعهده داشته و عاشقانه با تدریس قرآن و سواد آموزی نور را به خانه های هریوا زمین هدیه میدهد.
بانو دریا اسرار عزیزی معتقد است که تا اندیشه های زنان افغانستان با نور علم و دانش روشن نگردد این کشور به استقلال واقعی دست نخواهد یافت.
این بانوی شجاع و جسور،هر شهر ی که میرود کانون های فرهنگی و اجتماعی وعلمی خود را ایجاد کرده و با سمینار ها و گردهمایی های مهربانانه خانم ها را به آموختن علم دین و سواد آموزی تشویق کرده وجلب میکند و صنف های متعدد را ایجاد میکند و در این راه همیشه موفق بوده و با مردم همراه است.
دریا اسرارعزیزی به خاطر تلاش های خستگی ناپذیر شان در بخش های مختلف فرهنگی ، ادبی واجتماعی در سال ۱۴۰۰ هجری خورشیدی از سوی مجمع شعرا و نویسنده گان هرات باستان زمین مفتخر به لقب شیر بانوی هریوا گردیده است.
این بانوی شجاع و ادیب نه تنها در بخش ادبیات و علم دین ،بلکه در بخش طب هم دست بالای دارد ،ویک طبیبه ی موفق و در بخش طب سنتی،(یاگیاه درمانی) می‌باشد و مهارت فوق العاده ی که در کار درمانی (ماساژ درمانی) دارد ،
بانو دریا اسرار ،با مهربانی و مهارت شأن .
همیشه در خدمت مخلوق خداوند ،بوده و با افتخار و انرژی مثبت روح و روان همه را ترنم میبخشد.
از بانو( فریده )دریااسرار عزیزی تا هنوز اثری مستقل به چاپ نرسیده اما با دیگر شاعران کتاب های مشترک داشته و نوشته هایش به صورت پراگنده از نشریه های چاپی و صوتی نیز به دسترس علاقه مندانش قرار گرفته است.

به امید موفقیت های روز افزون و خدمت گزاری هرچه بیشتر و بهتر برای بانوان سرزمین ما.

هیات رهبری کانال تلگرام فریادی در سکوت

نمونه ی کلام (فریده )دریا اسرا عزیزی

نگاه تو
من به الفاظ نگاه های تو باور دارم
از همین روست که درعشق گرامر دارم
من به احساس صدای پر از هلهله ات
رقص سرمست پرازعشوه به هردر دارم
چشم غمازتو امواج تلاطم زدنی است
دل پر شور دران بحر شناور دارم
گر که نجوای هوای تو به من سرنزند
سر در آغوش دل وسوسه پرور دارم
درصف. انجمن عشق اگر سربزنم
بین اصحاب سخن جملۀ برتر دارم
هرکجا معرکۀ مهر میسر گردد
حرف سازنده به هر کوچه وهر دردارم
شال ٱبی سرم غرق کند دریارا
باخبر باش که صد معرکه برسر دارم

شکوفه باران
من زن شده ام شکوفه باران بشوم
چون یاس سفید سبزه زاران بشوم
نه اینکه زنی سنگ تعصب به سرم
پراشک چو ابر نوبهاران بشوم
من زن شده ام که با سرشک مه و مهر
آهنگ صفای قلب انسان بشوم
نه اینکه شوم اسیر این خانه ی سرد
درتار سیاه ظلم پنهان بشوم
من زن شده ام که در دبستانِ امید
فرهنگ سفید بخت ایمان بشوم
دانی که چه گونه ام چرا زن شده ام
تا ناز کنم هلهله ی جان بشوم
نه اینکه به دام جهل بندم بکنی
بر قامتِ دردِ خویش حیران بشوم

بهاران
مرا گفتی بهاران است اینجا
هوای شاد باران است اینجا
ندیدم غیر بوی آه وناله
شقاوت شعله افشان است اینجا
فضای همدلی گردیده نایاب
سرهرجاده زندان است اینجا
برایم آیه ی اقراء بخوانی
ولی این مژده بهتان است اینجا
نمانده رنگ وبویی از مروت
تعصب جای ایمان است اینجا
بساط حق پرستی ها تجارت
که در هرسو نمایان است اینجا
به جرم زن دل من پاره پاره
خداوندا چه دوران است اینجا
صدای زندگی گشته گلو گیر
خروش دیده پالان است اینجا
به پیشانی دلها مهر تحقیر
نجابت خاص مردان است اینجا
برای رفتن وآموختن ها
هزاران زخم درجان است اینجا
جهالت جاگزین عدل وانصاف
چه توهین‌ها به قرآن است اینجا

بهاران
مرا گفتی بهاران است اینجا
هوای شاد باران است اینجا
ندیدم غیر بوی آه وناله
شقاوت شعله افشان است اینجا
فضای همدلی گردیده نایاب
سرهرجاده زندان است اینجا
برایم آیه ی اقراء بخوانی
ولی این مژده بهتان است اینجا
نمانده رنگ وبویی از مروت
تعصب جای ایمان است اینجا
بساط حق پرستی ها تجارت
که در هرسو نمایان است اینجا
به جرم زن دل من پاره پاره
خداوندا چه دوران است اینجا
صدای زندگی گشته گلو گیر
خروش دیده پالان است اینجا
به پیشانی دلها مهر تحقیر
نجابت خاص مردان است اینجا
برای رفتن وآموختن ها
هزاران زخم درجان است اینجا
جهالت جاگزین عدل وانصاف
چه توهین‌ها به قرآن است اینجا