سهیلا ضیایی، شاعر، نویسنده و چهرهٔ فعال مدنی–اجتماعی، در قریهٔ درهٔ ژوندونِ ولایت سمنگان دیده به جهان گشود. زندگی او از همان روزهای آغازین با رنج و نابرابری آمیخته شد؛ پدرش را در کودکی از دست داد و خانواده‌اش پس از آن حادثه تمام دارایی خود را نیز از دست دادند. از همان سال‌ها، مادر صبور و برادر بزرگ‌ترش تنها تکیه‌گاه او بودند و همین دشواری‌ها خانواده را به مهاجرت به کابل واداشت.

سهیلا آموزش ابتدایی را در مکتب عبدالغفور ندیم در خیرخانه آغاز کرد. مدتی بعد، همراه خانواده به سمنگان برگشت و دورهٔ لیسه را در لیسهٔ «اجانی ملکه» به پایان رساند. سپس دوباره به کابل بازگشت و پس از کامیابی در کانکور، وارد دانشکدهٔ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تعلیم و تربیه شد و تحصیلاتش را با نمرات عالی به پایان رساند. او در کنار درس، عضو هیئت تحریر هفته‌نامهٔ «بامداد دانشجو» بود و برای اساتید و محصلین مضمون کمپیوتر را به‌شکل افتخاری تدریس می‌کرد. در ادامه، تحصیلاتش را در رشتهٔ MBA در یکی از دانشگاه‌های خصوصی نیز ادامه داد.

علاقهٔ عمیق او به ادبیات و فرهنگ باعث شد نخستین پژوهش ادبی‌اش را دربارهٔ شاعران معاصر زون کابل به چاپ برساند؛ پژوهشی که با استقبال خوبی روبه‌رو شد. او بارها از سوی مسئولین دانشگاه به‌خاطر تلاش‌های علمی و فرهنگی‌اش تقدیر گردید. سهیلا بعدتر برای تدریس در یک دانشگاه دولتی برگزیده شد؛ اما به‌دلیل دوری و دشواری مسیر، ادامهٔ همکاری برایش ممکن نشد.

او مسیر حرفه‌ای خود را در بخش‌های اداری و اجتماعی ادامه داد؛ دوره‌های ستاژ اداری را در کمیسیون مستقل اصلاحات اداری سپری کرد و سپس برای چندین سال در پارلمان کشور، در کنار نایب منشی ولسی‌جرگه، ایفای وظیفه نمود. در حوزهٔ معارف، به‌عنوان ماستر ترینر در مکاتب کابل کار کرد و پس از آن چندین سال به حیث مدیرمسئول مجلهٔ «میرمن» در وزارت امور زنان فعالیت داشت؛ جایی که با ایجاد تغییرات مثبت و چشم‌گیر، چندین‌بار مورد تقدیر رسمی قرار گرفت.

سهیلا در بخش‌های مدیریت، مشوره‌دهی و ارتقای ظرفیت نیز با اداره‌های مختلف همکاری داشته و به‌عنوان یکی از چهره‌های فعال جامعهٔ مدنی شناخته می‌شود. دریافت عنوان «سفیر صلح» از یک نهاد معتبر بین‌المللی یکی از افتخارات حرفه‌ای اوست.

او در کنار همهٔ مسئولیت‌ها، هرگز دغدغهٔ زنان و عدالت اجتماعی را فراموش نکرد. به همین انگیزه، همراه شماری از هم‌فکرانش «نهاد اجتماعی و مدنی زنان افغان» را ایجاد کرد. اعضای نهاد، او را به عنوان رئیس انتخاب نمودند و سهیلا تا پیش از تحولات اخیر کشور با انرژی، تعهد و دلسوزی این مسئولیت را به دوش کشید.

این نهاد در حوزه‌های آگاهی‌دهی، حقوق زنان و خانواده، عدالت‌خواهی، برنامه‌های حرفه‌ای و آموزشی در کابل و ولایات نقش مهمی داشته است.

در ادامهٔ مسیر خدمت، سهیلا به‌عنوان مشاور والی کابل نیز چندین سال ایفای وظیفه کرد. اکنون در شهر استانبول زندگی می‌کند و به‌عنوان عضو انجمن سخن و رسانهٔ «فراگفت» فعالیت دارد؛ جایی که همچنان صدای زنان و حامل روایت‌های اجتماعی است.

دیگر فعالیت‌ها و علایق او عبارت‌اند از:

راه‌اندازی کارگاه تولید لباس زنانه با ده‌ها ماشین خیاطی

عضویت در چندین نهاد تجارتی و شبکه‌های زنان

اشتراک در کنفرانس‌ها و نشست‌های داخلی و خارجی

نگارش مقالات دربارهٔ وضعیت زنان و مسائل اجتماعی

همکاری در ورکشاپ‌ها و برنامه‌های مدیریتی و رهبری

مطالعه، نوشتن شعر و سپری کردن وقت با خانواده در اوقات فراغت

سهیلا ضیایی امروز به‌عنوان زنی شاعر، نویسنده، پرکار و جسور شناخته می‌شود؛ زنی که ریشه‌هایش در درد و تجربه‌های مردمش است و آرزوهایش در روشنایی آیندهٔ زنان افغانستان.

او این روزها سرگرم نگارش مجموعه‌ای از آثار ادبی و تحقیقی است و به‌زودی شاهد چاپ نخستین کتاب‌های او خواهیم بود؛ آثاری که بازتاب صدا، رنج، امید و مقاومت زنان این سرزمین است.

نمونه شعر:

دانه‌ی امید

ز خاک سرد خزان، بهار خواهد رُست

بیا که صبحِ خوشِ روزگار، خواهد رُست

شکست‌خورده‌ترین باغ، باز گل دارد

بر شاخ‌های تهی، برگ و بار خواهد رُست

کسی شبیه سپیدی، شبیه این خورشید

پس از هزیمتِ شب، کنار خواهد رُست

مشو به یأس و هراس از هجوم طوفان‌ها

که کشتی از دلِ دریا، کنار خواهد رُست

در انتظار بمان، ای امیدِ شب‌دیده

که سبزه از دلِ سنگ و خار، خواهد رُست

اگر چه خاک شدی، چو دانه از تقدیر

ولی به یقینِ مبین، بهار خواهد رُست

بیا که دانه‌ی امید، در بهارِ رستاخیز

کنارِ درختان و جویبار، خواهد رُست

لنک وبلاگ پایگاه