زندگینامه فرید«مظهر» از قلم خودش:

« فرید مظهر» هستم متولد ۲۷ سنبله/ شهریور ۱۳۵۲ خورشیدی ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۳ ترسایی، شهر مزار شریف؛ مرکز استان بلخ افغانستان؛ خبر نگار آزاد و عضو اتحادیه ملی ژورنالستان و خبر نگاران افغانستان؛ شاعر؛ نویسنده و عضو انجمن آزاد نویسنده گان بلخ. صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه ماه‌نامه « جلوه» ؛ رییس و بنیان گذار انجمن اجتماعی افغان.

در سال ۱۳۸۲ خورشیدی/۲۰۰۳ میلادی از دانشکده «خبرنگاری» دانشگاه بلخ در مقطع کارشناسی و در سال ۱۴۰۲ خورشیدی / ۲۰۲۳ میلادی از دانشکده «حقوق جزا و جرم شناسی»دانشگاه بین المللی ادیان و مذاهب کشور ایران در مقطع کارشناسی ارشد فارغ گردیده ام.

مدت ۱۰ سال در سازمان های ملی و بین‌المللی غیر دولتی در موقف های مختلف وظیفه انجام دادم. از آوان نوجوانی نظر به شوق و علاقه ای که به ادبیات و شعر داشتم، کم کم به سرودن آغاز کردم و با چندین نشریه های بلخ همکاری قلمی داشتم. اولین مجموعه غزلم زیر عنوان ( ظهور خاطره ها ) در سال ۱۴۰۰ خورشیدی/ ۲۰۲۱ میلادی که حاوی چهل و دو پارچه غزل است، و مجموعه دوم من به نام « جنگل و باران » هم که دارای چهل و پنج پارچه غزل میباشد، در بهار سال ۱۴۰۳ خورشیدی چاپ شد و به دست ‌رس علاق‌مندان قرار گرفته است.

بیشتر در قالب های غزل، رباعی و دوبیتی و همچنان « شعر طنزی و انتقادی» سرایش دارم که در برگیرنده موضوعات عشقی، اجتماعی، میهنی و انگیزشی می‌باشند.

نمونه کلام:

واژه شکست

آهسته از کنارِ تو رد می شوم، تو چه؟

کم کم به چشم و ذهن تو بد می شوم، تو چه؟

انگار در سکوتِ خودم داد می زنم

آن ناله که به جا نرسد، می شوم، تو چه؟

یا می رسم به عشقِ تو، یا پای زنده گی

یک آزمونِ صفری و صد می شوم، تو چه؟

بر خونِ من اگر چه روایت کشیده یی

گل دسته های روی سبد می شوم، تو چه؟

از آن نگاهِ سرد که بر من می افگنی

با واژهِ شکست، بلد می شوم، تو چه؟

یاد وطن:

هر گه که مرا یادِ وطن می آید

پیوسته غم و دردِ کهن می آید

انگار که سرنوشتِ یعقوبِ نبی

تکرار شده سراغِ من می آید

++++++

از یادِ وطن نمی شود دور شوم

الا که به دامان خودش گور شوم

جز درد و غم و رنج ندیدی، افسوس

ای بلخ! به نا مرادی‌ات کور شوم

ف مظهر

لنک وبلاگ ما: